میهن فراز

مجله اینترنتی
جدید ترین مطالب
آرشیو مطالب

چشم مادر

پنجشنبه 20 شهريور 1393

 

چشم مادر

 مادر من فقط يك چشم داشت . من از اون متنفر بودم . اون هميشه مايه خجالت من بود اون براي امرار معاش خانواده براي معلم ها و بچه مدرسه اي ها غذا مي پخت.

ادامه مطلب

دختر کوچک و آقاي دکتر

پنجشنبه 20 شهريور 1393

دختر کوچک و آقاي دکتر

در مطب دکتر به شدت به صدا درامد . دکتر گفت: در را شکستي ! بيا تو در باز شد و دختر کوچولوي نه ساله اي که خيلي پريشان بود ، به طرف دکتر دويد : آقاي دکتر ! مادرم ! و در حالي که نفس نفس ميزد ادامه داد : التماس ميکنم با من بياييد ! مادرم خيلي مريض است .

ادامه مطلب

یک داستان عجیب و آموزنده

پنجشنبه 20 شهريور 1393

 

یک داستان عجیب و آموزنده

روزى مردى با زن خود مشغول غذا خوردن بود و غذا مرغ بریان بود، سائلى بر درب خانه اظهار حاجت کرد، آن مرد او را محروم کرد و چیزى نداد، بعد از مدّتى روزگار بر او برگشت و ثروت و دارایى اش از بین رفت و زن را نیز طلاق داد.

ادامه مطلب

داستان مرد خوشبخت

جمعه 14 شهريور 1393

داستان مرد خوشبخت

پادشاهی پس از اينكه بیمار شد گفت:

«نصف قلمرو پادشاهی ام را به کسی می دهم که بتواند مرا معالجه کند».

تمام آدم های دانا دور هم جمع شدند

تا ببیند چطور می شود شاه را معالجه کرد،

اما هیچ یک دانست.

ادامه مطلب