close
چت روم
داستانهای خواندنی

میهن فراز

آموزش وبلاگ نویسی
جدید ترین مطالب
آرشیو مطالب

چشم مادر

پنجشنبه 20 شهريور 1393

 

چشم مادر

 مادر من فقط يك چشم داشت . من از اون متنفر بودم . اون هميشه مايه خجالت من بود اون براي امرار معاش خانواده براي معلم ها و بچه مدرسه اي ها غذا مي پخت.

ادامه مطلب

یک داستان عجیب و آموزنده

پنجشنبه 20 شهريور 1393

 

یک داستان عجیب و آموزنده

روزى مردى با زن خود مشغول غذا خوردن بود و غذا مرغ بریان بود، سائلى بر درب خانه اظهار حاجت کرد، آن مرد او را محروم کرد و چیزى نداد، بعد از مدّتى روزگار بر او برگشت و ثروت و دارایى اش از بین رفت و زن را نیز طلاق داد.

ادامه مطلب

داستان مرد خوشبخت

جمعه 14 شهريور 1393

داستان مرد خوشبخت

پادشاهی پس از اينكه بیمار شد گفت:

«نصف قلمرو پادشاهی ام را به کسی می دهم که بتواند مرا معالجه کند».

تمام آدم های دانا دور هم جمع شدند

تا ببیند چطور می شود شاه را معالجه کرد،

اما هیچ یک دانست.

ادامه مطلب