close
دانلود آهنگ جدید
داستانهای خواندنی

میهن فراز

مجله اینترنتی
جدید ترین مطالب
آرشیو مطالب

دختر کوچک و آقاي دکتر

در مطب دکتر به شدت به صدا درامد . دکتر گفت: در را شکستي ! بيا تو در باز شد و دختر کوچولوي نه ساله اي که خيلي پريشان بود ، به طرف دکتر دويد : آقاي دکتر ! مادرم ! و در حالي که نفس نفس ميزد ادامه داد : التماس ميکنم با من بياييد ! مادرم خيلي مريض است .

ادامه مطلب

 

یک داستان عجیب و آموزنده

روزى مردى با زن خود مشغول غذا خوردن بود و غذا مرغ بریان بود، سائلى بر درب خانه اظهار حاجت کرد، آن مرد او را محروم کرد و چیزى نداد، بعد از مدّتى روزگار بر او برگشت و ثروت و دارایى اش از بین رفت و زن را نیز طلاق داد.

ادامه مطلب

داستان مرد خوشبخت

پادشاهی پس از اينكه بیمار شد گفت:

«نصف قلمرو پادشاهی ام را به کسی می دهم که بتواند مرا معالجه کند».

تمام آدم های دانا دور هم جمع شدند

تا ببیند چطور می شود شاه را معالجه کرد،

اما هیچ یک دانست.

ادامه مطلب